يک منبع مطلع که امکان حضور در زندان اوين را يافته بود، به روز گفت: "وزارت اطلاعات در بند 209 زندان اوين در تلاش است تا اين مدافع حقوق بشر را در ارتباط با اعتراضات مردم آذربايجان و استانهاي ترک زبان به اعترافات دروغين وادار سازد تا آن از طريق سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش کند."
ادامه مطلب
ادامه مطلب
تصاویری از مراسم نورافشانی به مناسبت
سالگرد تولد بابک خرمدین در ارومیه (جمعه ۱۵ تیر ماه ۱۳۸۶)
سرکوب و فشار از جانب حکومت اسلامی هر روز ابعاد گسترده تری به خود پیدا می کند. و به نظر می رسد سیاست مشت آهنین این حکومت برای بقای بیشتر همچنان ادامه داشته باشد.
تهران-جمعی از فعالین هویت خواه آذربایجان
ادامه مطلب
ایران همان پارس وپرشیا است و فارس روح تاریخ و فرهنگ کشور ماست و ایران با آن معنویت و عظمتی که دارد عنوان بلند پارس را برخود دارد. وی افزود؛ در خارج از کشور همه ایران را به عنوان پرشیا می شناسند و زبان رسمی ما فارسی است که عامل اساسی هویت یک جامعه است و با توجه به تحولات معرفتی که در روزگار ما پدید آمده است اکنون انسان با زبان زندگی می کند؛ اینها همه درخور توجهند.
جناب خاتمی اگر انسان با زبان زندگی می کند و براستی چنین نیز هست آیا مخالفت با هستی یک زبان به معنی مخالفت با انسانیت نیست؟
لطفا یاری کنید ما ترکها هم مثل انسان زندگی کنیم.
دیروز با عطیه همسر متین پور تلفنی حرف میزدیم گفت اگه سعید و بهرام و مهدی و عبدالله و... را در یک بند زندانی کنند خیلی خوب میشه لا اقل بحث میکنند و حوصله شان سر نمیرود.
به امید آزادی این دوستان که با همگی شان خاطرات خوبی دارم.
در ضمن عطیه برای سعید مطلبی نوشته که خواندنی است:
متن زیر نوشته ایست از طرف عطیه برای سعید به عنوان یک دوست
برای سعید
۴۳ روز می گذرد و من هیچ لحظه ای بدون سعید نبوده ام . به او ایمان دارم و هر لحظه در ایمان قلبی ام به او استوارتر می شوم .
به او که پشت هیچ کس سنگر نگرفته ، نقاب هیچ فلسفه ای را به چهره نزده ، کسی را به اوج نبرده تا کسی دیگر را بر زمین نکوبد ، از بسیاری لذت ها چشم پوشیده تا گوهر انسانیت به دست او لکه دار نشود ، تمامی تلاشش بر این بوده که خودش باشد و خودش .در مسیر عملی کردن باورهای خود کوچکترین عمل خشونت آمیز و غیر قانونی را مرتکب نشده است .
در خرداد ماه ۸۵ همه شاهد بودند که چگونه خود را به خطر افکند تا حرکت به خشونت نیانجامد . سخنرانی در میان آن جمع برای سعید سراپا خطر بود و او کاملا آگاه از این خطر ، ولی چون انسان در باورهای او اصالت دارد این خطر را پذیرفت .
او نه به پز روشنفکری قناعت کرده که زحمات فلاسفه و روشنفکران دنیا را نشخوار کند ونه عملگر بی علمی است که چشم به دهان دیگران دوخته باشد و مهم تر از همه ی اینها به باورهایش ایمان دارد .
همه ی این ویژگی های انسانی دست در دست هم داده اند تا سعید به یک مجرم تبدیل شده و بی محاکمه زندانی شود . من در اعماق قلبم آرامم چون هیچ قادر زمینی را توانایی آن نیست که ایمان را به زنجیر کشد و این ناتوانی آرامش آنها را تا ابد سلب خواهد کرد.
" پرومته ی در زنجیر ، به همان جهت که راز پیروزی خود را یافته است ، از بند نیز رسته خواهد شد و جراحاتش درمان خواهد یافت ."
به خاطر لحن صحبت هایم پشت تلفن از صمیم قلب عذرخواهی می کنم و مطمئنم که عذرخواهی مرا خواهی پذیرفت . خودت می دانی که تحمل فشار پیرامون برایم خیلی دشوار است .
عطیه
در ميان بازداشت شدگان نام عبدالله مومنی عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و سخنگوی سازمان ادوار، بهرام فياضی عضو شورای مرکزی آن سازمان و همچنين مادر محمد هاشمی دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که جهت پی گيری وضعيت فرزند بازداشت شده خود در آن سازمان به سر می برد به چشم می خورد.
در اين ميان مرتضی اصلاحچی، مجتبی بيات، عزت الله قلندری، حبيب حاج حيدری، مسعود حبيبی، سعيد حسين نيا، آرش خاندل نيز در دفتر ادوار تحکيم وحدت حاضر بودند که آنها نيز بازداشت شدند.
نحوه هجوم نيروهای امنيتی به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت که با شليک تير هوايی و اعمال خشونت و شکستن در همراه بوده به گونه ای شديد بوده است که مردم منطقه با نگرانی در محل حاضر می شوند و جويای دليل اين حمله می شوند که نيروهای امنيتی برای آرام کردن جو به دروغ خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفی می کنند! با توجه به اين بارداشت ها که از صبح ۱۸ تير آغاز شده است به نظر می رسد اقتدارگرايان قصد دارند با استفاده از فرصت تابستان اقدام به قلع و قمع شديد نيروهای جامعه مدنی و خاموش کردن هر گونه صدای منتقدی بپردازند.
آقای افشین جعفرزاده که گویا از منسوبان جبهه ملی نیز می باشند در کامنتی نوشته اند :" به شما آگاهی میدهم که دکتر ورجاوند کمترین مشکلی با زبان مادری شیرین ترکی اذربایجانی نداشتند.ایشان درد یکپارچگی سرزمینی برای ایران داشتند و مخالف دیدگاهی بودند که می خواهد با استحاله زبان آذربایجانی آن را به ترکی استانبولی بدل کرده و زمینه را برای تجزیه ایران فراهم آورند. شما خوب میدانید که افرادی چون فرزاد صمدلی و چهرگانی و .... پس از فرار از ایران مکنونات خود را آشکارا بیان می کنند و هدفی جز تجزیه ایران ندارند. شادروان دکتر ورجاوند نقشی بی بدیل برای آذربایجان در جنبش مردم سالاری ایران قایل بودند و همواره می گفتند که هیچ حرکت آزادی خواهی و روشنفکری در ایران بدون آذربایجان پا نمی گیرد و به سرانجام نمیرسد. این اندیشه های ایراندوستانه بود که آن روانشاد را در معرض هجمه دشمنان ایران قرار داده بود.."
هر چند جناب جعفرزاده در کامنت خود به افراد دیگری اتهاماتی متوجه نموده اند.لیکن من در این نوشته درصدد رد اتهامات و دفاع از آقایان صمدلی و چهرگانی نیستم و هدف بنده تنها نشان دادن این نکته است که دکتر ورجاوند و جبهه ملی متاسفانه همواره با زبان و هویت و هستی ترکان ایران سر ستیز داشته و در حد توان و در پوشش وحدت ملی و یکپارچگی و ....به مقابله با طرح حقوق فرهنگی و ملی آنها پرداخته و با زیر پا گذاشتن همه اصول اخلاقی و قانونی سعی در نابودی زبان و فرهنگ ترکی داشته اند.
این نوشته را قدمی میدانم در جلوگیری از بازتولید افکار مبتنی بر نژادگرایی و توجیه استبداد و خودکامگی فرهنگی و امید به اینکه وارثان فکری دکتر ورجاوند و جبهه ملی و بویژه شعبه تهران حزب نازی – حزب پان ایرانیست - با پذیرش تکثر فرهنگی و زبانی و فاصله گرفتن از انحصارطلبی و تمامیت خواهی راه مدارا در پیش گیرند و بیش از این به نقار و کدورت ملی دامن نزنند.
جدا از اظهارات خصوصی و بیان خشنودی جناب ورجاوند از روند فارسیزاسیون در قزوین و زنجان و اظهار امیدواری به گسترش آن به شهرهای دیگر آذربایجان – که در یک مورد خود شاهد این اظهارات بوده ام - در اینجا با نقل قسمتهایی از آثار مکتوب ایشان نشان خواهم داد که ایشان آیا براستی " کمترین مشکلی با زبان مادری شیرین ترکی اذربایجانی نداشتند " یا در حد توان در نابودی آن کوشیدند؟ خوانندگان منصف خود قضاوت خواهند کرد که دکتر ورجاوند نه تنها مخالف حیات فرهنگی زبان ترکی است بلکه در بسیاری موارد ایشان در پوشش ایران پرستی و وحدت ملی و ... حتی قائل به نقض اصول و موازین ابتدایی اخلاقی و انسانی است و اینجاست که بار دیگر چهره نژادپرست و غیر ستیز ناسیونالیسم فارس گرا – در ظاهر ایران دوست – نمایان می گردد.
به بیان دیگر همانگونه که راست گرایان مذهبی بیان و طلب هر حقی را با توهم تضعیف وحدت اسلامی و ضدیت با اسلام و شریعت و ولایت فقیه بر نمی تابند راست گرایان سکولار جبهه ملی نیز هر طلب حق دمکراتیک و مبتنی بر منشور جهانی حقوق بشر و هر اظهار نظر مخالف با تابوهای ذهنی و عقاید تاریخی و باستانگرایانه خود را تضعیف کننده وحدت ملی و تجزیه طلبی قلمداد می کنند وبه سان اقتدارگرایان مذهبی درصدد حذف مخالفین با برچسب زنی و اتهام زنی و سناریو سازی بر می آیند و خدای را صد مرتبه شکر که دستشان از قدرت سیاسی کوتاه است و فعلا حذف فیزیکی و سرکوب مخالفان خود را عاجزانه از حکومت طلب می کنند.
اینک قسمتی از نامه عقده گشایانه دکتر ورجاوند به محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را که در قسمتهایی همچون گزارش یک مخبر دون پایه یک سرویس امنیتی به مافوق می باشد و عمق دشمنی دکتر ورجاوند و همفکرانش را با هستی فرهنگ ترکی و دوستداران فرهنگ و زبان ترکی می نمایاند را باهم مرور می کنیم.
دکتر ورجاوند در ابتدای نامه خاتمی را بدلیل ایجاد فضای باز سیاسی و طرح جامعه مدنی می ستاید در ادامه وی با جهت دار خواندن تلاشهای نسل جوان آذربایجان در حفظ زبان و هویت خود دستگاه امنیتی و خاتمی را بدلیل عدم سرکوب دوستداران فرهنگ و زبان ترکی مورد سرزنش قرار میدهد.
" آقای رئیس جمهور ، از سالها پیش فعالیتهای جهت داری ... برای رودرروئی با پدیده وحدت ملی و زیر پرسش بردن آن به بهانه وجود قومیتها و زبانها و گویشهای مختلف در ایران جریان داشته و با وجود سیطره بی چون و چرای ارگانهای اطلاعاتی و امنیتی بر همه امور هیچگاه با آن برخوردی صورت نگرفته است. این در حالی است که نیروهای ملی و گستره صاحبان اندیشه و قلم وابسته به آنها که دغدغه اصلی شان حفظ یکپارچگی میهن و وحدت ملی بوده است ، زیر فشار قرار داشته اند."
نکته : گویا از دیدگاه ایشان فعالیت و کوششهای انسانهای عاقل می تواند بی جهت و بی هدف نیز باشد. لازم است ایشان بدانند که فعالیت هویت طلبان ترک کاملا جهت دار و هدفمند بوده و جهت و هدف فعالیتهای نسل جوان آذربایجان زنده نگهداشتن فرهنگ و هویت ترکی و رشد و توسعه آزادیهای مدنی و دمکراتیک است.
در ادامه دکتر ورجاوند در قامت یک سناریو نویس امنیتی ظاهر می شود و می نویسد :
" جناب آقای خاتمی ، میدانید که تاکنون سه کنگره بنام " آذربایجانیان جهان " در آمریکا و آلمان با سکانداری و حمایت مالی ترکیه و مشارکت علنی جمهوری آذربایجان و زیر پرچم آن کشور تشکیل و در آنها درباره پیوستن آذربایجان به جمهوری آذربایجان و رسمیت یافتن زبان ترکی در ایران سخن گفته شده است . شماری از دانشجویان ایرانی اهل آذربایجان که در ترکیه مشغول تحصیل هستند بدون ثبت در پاسپورت ، با هزینه ترکیه به این کنگره ها برده شده و در آنهاشرکت یافته اند." و " نمی دانم تاکنون دستگاه ریاست جمهوری و ارگانهای فرهنگی کشور گزارشی در باره نوشته های مجله ها و روزنامه های : بارلیق ( درستش وارلیق است ) – چیچک ،نوید آذربایجان ، امید زنجان ، مبین ، شمس تبریز و... دیگر نشریه های دوزبانه به حضورتان تقدیم داشته اند یا نه ؟"
و
" جناب آقای رئیس جمهور ، روزنامه ها و هفته نامه های وابسته به جریان پان ترکیسم بر اساس رهنمودهای سامان دهی شده بوسیله ترکیه از مدتها پیش با انتشار مقاله های فراوان می کوشند تا با قلب واقعیت های مسلم تاریخی ، هویت ایرانی ترک زبانان ایران را با صراحت انکار و آنها را از نظر نژادی و فرهنگی نه تنها قومی متفاوت بلکه " ملتی " متفاوت با بقیه ایرانیان قلمداد کنند و سابقه آنها را به سومریها و 75،، سال پیش برسانند و بگویند " آذربایجانیها و ترکهای ایران زمین قوم نیستند بلکه ملتند.... "
و یا اینکه
" در کشور سیاست پنهانی استحاله فرهنگی و اضمحلال زبانی و اجتماعی ملت آذربایجان پیش برده شده است "
و
" ما ترک هستیم ، آریایی و آذری نیستیم ""
متاسفانه پس از نامه دکتر ورجاوند همه نشریات فوق الذکر به جز " وارلیق"- که فصلنامه می باشد – به محاق توقیف رفتند.
نکته یک: مرگ خوب است ولی برای همسایه . مطبوعات هم در صورتی آزاد هستند که حرفها و فرمایشات ما را نشخوار کنند.
نکته دو : امیدوارم خوانندگان گرامی این قسمت از نامه دکتر ورجاوند را با نوشته های کیهان و برادر حسین اشتباه نگیرند.
ورجاوند که گویی نوشتن نامه به رییس جمهور را حق انحصاری خویش میداند با اشاره به " نامه حدود هفتصد نفر از نمایدگان مجلس شورای اسلامی ، روشنفکران ، روزنامه نگاران ، نویسندگان و ..آذربایجان به رییس جمهور " با عصبانیت و با پان ترکیست خواندن همه امضا کنندگان می نویسد:
" آقای رئیس جمهور ، بر اساس این زمینه سازیهاست که سرانجام گروه پان ترکیستها با بی پروایی بخود اجازه می دهند تا نامه ای را با امضای شماری از نمایندگان مجلس و چند فرد شناخته شده فعال پان ترکیست درباره تحصیل و تدریس زبان ترکی در تمامی سطوح از ابتدایی تا عالی ترین سطح دانشگاهی ، ایجاد فرهنگستان زبان ترکی ، اختصاص یک شبکه مستقل تلویزیونی به زبان ترکی و ... را به حضور جنابعالی بفرستند و بخواهند که به خواسته هایشان پاسخ مثبت داده شود."
"جناب آقای رئیس جمهور ، دور به نظر میرسد که سازمانهای اطلاعاتی درباره تلاشها و هزینه ها و اقداماتی که از سوی آنها با پشتیبانی آمریکا در راستای تقویت پان ترکیسم صورت می پذیرد ، اطلاعات جامعی در اختیار نداشته باشند.ایلچی بیگ و حزب او در جمهوری آذربایجان مسئولیت سامان دهی و ارتباط با پان ترکیستهای ایران را بر عهده داشت."
اگر جناب دکتر ورجاوند حق دارند که با سناریو سازی و شعبده بازی مخالفان فکری خود را ایادی آمریکا و ترکیه و آذربایجان و .. بنامند چرا پس همه به این قبیل نوشته ها و سخنان کیهان و اقتدارگرایان راست ایراد می گیرید آیا با منطق دکتر ورجاوند همه اتهامات ذکر شده علیه نویسندگان و روزنامه نگاران و فعالان سیاسی و ... مبنی بر دریافت دلار از آمریکا درست به نظر نمی رسد؟آیا با این منطق " سعید امامی وار " خود دکتر ورجاوند متهم به آمریکایی و انگلیسی بودن نمی شوند ؟آیا دفاع جانانه ایشان از آریایی گری و نژاد آریایی ، وی را در ردیف طرفداران فاشیسم هیتلری و حزب نازی قرار نمی دهد.دکتر ورجاوند در ادامه برای چندمین بار برای رهایی از کابوس آزادی فرهنگی ترکان ایران به توهم توطئه دچار می شود و خواستار اقتدار خاتمی در سرکوب این توطئه !!! می گردد:
" جناب آقای رئیس جمهور ، جنابعالی بهتر می دانید که طرح این خواسته ها همه و همه جنبه سیاسی دارد و در راستای فشار سیاسی مطرح گردیده تا بر قدرت مانور ترکیه در قفقاز و آسیای مرکزی بیافزاید و از توان ایران بکاهد و اجازه ندهند تا ما به تقویت حوزه فرهنگ ایرانی در منطقه بپردازیم. بنابراین می پذیرید که ایجاب می کند تا از موضع اقتدار با این توطئه برخورد بگردد "
وی با انتقاد از عملکرد مرکز گفتگوی تمدنها و گلایه از سهم نبردن از بودجه کلان مرکز بار دیگر به انکار هیت واقعی مردم آذربایجان می پردازد و توان خود و همفکرانش در جعل تاریخ و تحریف بدیهیات و شستشوی مغزی جوانان را به رخ می کشد:
" ما می توانستیم دست کم در چارچوب این مرکز بر اساس برنامه های سنجیده شده ، همایش ها ، سمینارها و مراسمی برپا بداریم که بطور غیرمستقیم جوانان این سرزمین ، بویژه مناطقی را که زیر تبلیغات ضدملی قرار دارند به شناخت مطلوب برسانیم و بر اساس مبانی علمی نشان دهیم که ما در ایران ، ترک زبان داریم نه " ترک " و بکوشیم تا هویت واقعی هموطنان آذربایجانی و ترک زبان خود را به آنها بشناسانیم "
وی با آشفتگی و عصبانیت تمام از گسترش خودآگاهی ، بازگشت به خویشتن و گسترش علاقه به زبان و فرهنگ ترکی بویژه در نسل جوان ترکان ایران خواستار " یک برنامه ریزی حساب شده ولی خیلی سریع " می گردد و می افزاید:
" چگونه است که دستگاه مطبوعات وزارت فرهنگ در برابر توطئه های عجیب و غیر منتظره حدود بیست نشریه ترکی – فارسی هیچگونه موضعی نمی گیرد و بازخواستی نمی کند"
و
"بر اساس کدام پژوهش باستان شناسی و قوم شناسی و تاریخی باشندگان آذربایجانی را می توان " ترک " دانست "
براستی آیا نیازی به پژوهش باستان شناسی و قوم شناسی برای ترک نامیدن ترکان ایران وجود دارد؟ یا اینکه منظور ایشان از پژوهش البته جعل و تحریف بدیهیات آشکار و اظهر من الشمس برای " آذری و آریایی " خواندن ترکان و آسیمیله کردن آنهاست.وی دوباره از خاتمی می خواهد که با اقتدار با جریان هویت طلبی ترکان برخورد گردد و یکی از راهکارها را تبعید معلمان ترک به سایر نقاط کشور و آوردن معلم از جاهای دیگر به استانهای ترک نشین ذکر می کند.
" جناب رئیس جمهور، ایجاب می کند در قبال این حرکت خطرناک سیاسی که از بیرون مرزها بشدت حمایت میشود با قدرت و درایت برخورد بگردد و از گسترش آن جلوگیری شود راهکارهای بسیاری در این باره وجود دارد باید در یک ستاد مرکب از کارشناسان و صاحبنظران درباره آن تصمیم گیری شود.باید سیاست بهره جستن از آموزگاران ، دبیران و استادان بومی در برخی استانها مورد تجدیدنظر جدی قرار بگیرد و .. "
بیاد بیاوریم که سالها پیش دکتر جواد شیخ الاسلامی از فاشیستهای فارس گرا در کتاب قتل اتابک مینویسد( تفکیک زنجان از آذربایجان در این قبیل نوشته ها روح بیمار و مالیخولیایی این افراد را نمایان می کند ):
" نیز می توان کودکان آذربایجانی و زنجانی و خوزستانی ( اعم از دختر و پسر ) را به سیستم مبادله جوانان که در اروپا مرسوم است برای یکی دو سال در خانواده های محترم فارس .... به عنوان مهمان پذیرفت و از این راه به ترویج و تحکیم زبان فارسی پرداخت و..."
احتمالا دکتر ورجاوند با توجه به شرایط جدید و درک غیر انسانی بودن نسخه شیخ الاسلامی در جدا کردن خردسالان از والدین پیشنهاد تبعید معلمان را می نماید.نامه ایشان پس از بحثی در کم سوادی تحصیل کردگان ترکیه و لزوم پاکسازی آنها از مراکز آموزش عالی و دانشگاهها و با آرزوی اقدامات درخور و هرچه سریعتر پایان می یابد. هر چند با کنکاش بیشتر در سایر نوشته ها و مواضع دکتر ورجاوند و سایر منسوبان جبهه ملی و حزب پان ایرانیست می توان رگه های آشکار ترک ستیزی و ضدیت با اصول و موازین حقوقی پذیرفته شده و جعل و تحریف واقعیات و بدیهیات تاریخی و علمی را یافت لیکن در اینجا به همین بسنده کرده و سخن خود را به پایان میبرم و بار دیگر اظهار امیدواری می کنم که جبهه ملی با فاصله گرفتن از موضع نژادی و زبانی و پذیرش واقعی برابری حقوقی همه شهروندان در همه ابعاد سیاسی و فرهنگی و .... به چند دهه ترویج نابرابری و شوونیسم و برترانگاری نژادی و زبانی پایان دهند و در ساختن زندگی مسالمت میز و آزاد و برابر برای همه شهروندان ایران سهیم گردند.
اورمونیوز(۱۶ تیر ۱۳۸۶): کریم پاشایی روزنامه فروش هویت طلب اورمیه ای (صاحب دکه روزنامه فروشی فلکه ارتش - مخابرات در اورمیه) که در اعتراضات خرداد ۱۳۸۵ و اعتراضات اول مهر ماه نیز دستگیر و با قرار وثیقه آزاد شده بود، شب جمعه هنگام اجرای مراسم نورافشانی در پارک ساحلی الغدیر(شهرچایی) اورمیه به مناسبت تولد بابک خرمدین وقتی به همراه همسر و دو فرزندش مشغول تماشای مراسم نور افشانی بود٬ مورد ضرب شتم مامورین نیروی انتظامی قرار گرفته و بازداشت شد. همسر این فعال هویت طلب اورمیه ای با جسارتی مثال زدنی وقتی از رهایی شوهرش از دست مامورین مایوس شد، در بین مردم شروع به سخنرانی کرده و با فریادهای خود از مردم یاری می طلبید.
سخنان جسورانه همسر این فعال هویت طلب اورمیه ای موجب شدت گرفتن اعتراضات به مامورین شده و مامورین یگان ویژه برای آرام کردن منطقه به سرعت کریم پاشایی را از مینی بوس خارج کرده و با ماشین بنز پلیس به نقطه نامعلومی انتقال دادند. افسر نیروی انتظامی نیز با اصرار از همسر این فعال هویت طلب می خواست که به خانه اش برود و قول می داد که فردا شوهرش آزاد شود. ولی پیگیری های خبرنگار اورمونیوز حاکی از آن است که تاکنون این فعال اورمیه آزاد نشده است.
آقای رئیس جمهور ، بر اساس این زمینه سازیهاست که سرانجام گروه پان ترکیستها با بی
پروایی بخود اجازه می دهند تا نامه ای را با امضای شماری از نمایندگان مجلس و چند فرد
شناخته شده فعال پان ترکیست درباره تحصیل و تدریس زبان ترکی در تمامی سطوح از ابتدایی تا
عالی ترین سطح دانشگاهی ، ایجاد فرهنگستان زبان ترکی ، اختصاص یک شبکه مستقل
تلویزیونی به زبان ترکی و ... را به حضور جنابعالی بفرستند و بخواهند که به خواسته هایشان
پاسخ مثبت داده شود.
ادامه مطلب
![]() |
![]() |
سعید و جلیل اسارت گونلرینین سایی ۳۵ گئچدی.
بو جسارت ایله بیلگی یه دایالی آددیم آتان یولداشلاری اونوتمایاق.
دئدیلر باکیدان قاییدارکن هاواآلانيندا توتوقلانیب.توکلریم بیز -بیز اولدو ، دییه سن بیر گون آجی خبر ائشیتمه سک قولاقلاریمیز کار اولاجاق.
اما بو سعیدین اوزو سئچدیگی یولدور و ایللر اونجه قانداللاناجاغینی بیزلره اوخوموشدو :
بیر گون منی قانداللایاجاقلار ، کئفیم اولسون
دوستاقلارا پای یوللایاجاقلار ، کئفیم اولسون
کوکسومده چوخور باختیما نیسگیل دولاجاقدیر
کولگه مده اولوم یاللایاجاقلار ، کئفیم اولسون
بیر قورخو اولوم گلدی اجل تابوتو داندی
مرمی له یاشام ناللایاجاقلار کئفیم اولسون
سعید مغانلی
یولداشلاریمیزین قانداللانماغی ، منجه غئیر دئموکراتیک اولکه ده میللی آزادلیق لار اوغروندا موباریزه ائدنلرین سیاسی یاشام لارینین بیر پارچاسیدیر و هاممیمیزا پای اولا بیلر. حاضیر می سینیز ؟


